نخود بانو

بخندین لطفا

نخود بانو

بخندین لطفا

نخود بانو
آخرین مطالب
نویسندگان
۰۸
مرداد ۹۴

۵۴ نظر موافقین ۱۷ مخالفین ۲ ۰۸ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۲
فاطمه
۲۷
خرداد ۹۴

سوال؟

 

دلتون برای آرامیس تنگ میشه؟

 

۶۴ نظر موافقین ۱۸ مخالفین ۸ ۲۷ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۰۹
فاطمه
۰۱
اسفند ۹۵

گاهی میام و باهاتون درد و دل میکنم

چیزایی ک جاهای دیگه شاید نشه گفت

ااینم هست اگه دوست داشتین بیاین بخونین

و یادتون نره کمکم کنین

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۵۲
فاطمه
۲۹
بهمن ۹۵

دلم تنگ شده برای بودن

برای دیدن

دیده شدن

شنیدن و گوش دادن

قدیما خیلی بهتر بودم

حس میکنم دارم عوض‌میشم و از این عوض‌شدن حالم ب هم میخوره

من خودمو دوست داشتم چرا عوض‌شدم؟

چرا دیگه اون حالت های بامزه ک تو همه پیدا میکردم و باعث میشد نسبت ب همه حس خوبی داشته باشم رو دیگه نمیبینم؟

دیگه نمیتونم تو هر شرایطی ی چیزی برای خندیدن و خندوندن پیدا کنم

دیگه حتی نعمت گریه وقت و بی وقت هم ازم گرفته شده

قدیما تا عصبی میشدم و یا ناراحت زودی چهار تا اشک میریختم و تموم میشد ولی الان فقط نگاه میکنم

حس میکنم دارم میمیرم

شایدم مردم

نمیدونم چرا دارم چرت و پرت میگم

اوووف

تا خودمو پیدا کنم 

فکر کنم نیام اینجا

چون نمیتونم دیگه شادی ای ک همیشه میخواستم ب همه بدم رو تو خودم پیدا کنم

دعا کنید برام

خیلی دعا کنید

تا خودمو پیدا کنم علی یارتون

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۳۷
فاطمه
۱۱
بهمن ۹۵

دیروز نشستم فوتبال میبینم اعضای خانواده چپ میرن راست میان میگن دختر و چ ب فوتبال؟

د اخه من نمیفهمم مگه دختر پسر داره؟

یعنی من فوتبال ببینم اتفاقی برم می افته؟بعد پسر ببینه نمیافته؟

من نمیفهمم یکی بیاد توضیح بده ب من چرا نباید فوتبال ببینم؟

من فوتبال دوس

۸ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۴۰
فاطمه
۰۱
بهمن ۹۵

من از طرف همه اونایی که نذاشتن امدادی ب امدادگرامون برسه معذرت میخوام

من از طرف همه اونایی که مسئول این فاجعه ان معذرت میخوام

من از طرف  مغازه دارای بلاسکو ک لطف کردن بین یه عالمه جنس که بهشون چشمک بزنی اتیش میگیرن اتیش رون کردن معذرت میخوام

من معذرت میخوام که دیروز یسری بابا یسری پسر برنگشتن خونه هاشون

خیلی خیلی عذر میخوام

 

-------------

پ.ن 1: دعا کنین شاید زنده بمونن بعضیاشون

پ.ن 2: ممنون از اونایی که رفتن خون اهدا کردن

پ.ن 3: آهایی مثلا متمدن ها برا گوسفند هم بوق اتش نشانی رو بذاری در میره ...

 

۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۳۷
فاطمه
۲۰
دی ۹۵

صبح ساعت ۵ پاشدم مثل این بچه مثبتا دوره کردن  درس تا زمان مدرسه شد رفتم مدرسه 

تو مدرسه داشتیم درس میخوندیم کن دوستم اومد گفت خونین تعطیلیم

بعد کلی قسم ایه باورمون شد که تعطیلیم

اومدیم بریم ناظممون خیلی شیک و مجلسی برگشته میگه درسته تعطیله ولی نمیشه برین

بعد چهار ساعت جلسه که معلوم بود بین علما اختلاف افتاده ک  ایا بذارن بریم یا نه

نهایتا تصویب شد که بریم خونه

حالا میخواییم پیاده بریم نمیذارن

بزور ۶ نفری چپوندنمون تو به پراید فرستادمون بریم ک وسط راه از ماشین زدیم بیرون خودمون رفتیم

حالا از بغل هر دبیرستانی رد میشدیم فریاد تعطییییله تعطیییله بلند میشد یعنی نداشتن ی ویس بدم ب دوستم

خلاصه ۷ رفتم مدرسه ۸و نیم رسیدم خونه

 

 

_________

+صرفا جهت ماندن برای اینده

 

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۵ ، ۲۰:۰۷
فاطمه