نخود بانو

بخندین لطفا

نخود بانو

بخندین لطفا

نخود بانو
آخرین مطالب
نویسندگان

۴۵۳ مطلب توسط «فاطمه» ثبت شده است

۲۰
ارديبهشت ۹۷

دلم تنگ شده برا اینجا بودن 

برای با شما بودن

ولی شماها نیستین:/ 

پس خدافظ برای همیشه:))

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۱:۲۵
فاطمه
۲۷
فروردين ۹۶

موضوع خنده دار زیاد دارم ولی هیچی اسن نمیشه پس فعلا بهش بخندین

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۶ ، ۲۱:۴۱
فاطمه
۱۴
فروردين ۹۶

برین تو گوگل سرچ کنید askew 

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۶ ، ۰۵:۰۰
فاطمه
۱۵
اسفند ۹۵

دیدین بعضی وقتا حاضرین هر کاری بکنید ولی درس نخونین؟

یعنی هر روشی برا تقلب ب ذهنتون میرسه

منم دیروز اینجوری بودم

دلم نمیخواست هندسه فضایی بخونم(حفظیه همش خووو)

کل فصلو رو دوتا ورقه تمیییییز خلاصه کردم عین همون ورقا رو هم سفییید برداشتم

ک یعنی چک نویس هستن ورقا

و اواسط امتحان جاشونو عوض کنم

و خوب این روش فقط وقتی سر کلاس میموندیم جواب میداد

تا یه ربع ب امتحان خوشحال و خندان بودم ک بیست ک هیچی ۲۰۰میشم

ک معلممون گف سالن امتحانات بالا آمادس برا امتحانتون برید بالاچک نویسم میدیم بهتون هیچی جز خودکار و خطکش و مداد پاکن باهاتون نباشه

و خدا هیچ کسو اینجوری بدبخت نکنه

بیچاره شدم

درس عبرت شد برام ک دیگه هیچوقت به ی روش برا تقلب تکیه نکنم

همیشه شیش هفت روش تو جیبم باشه(من اصلاح نمیشم اونجوری نگاه نکنین)

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۵۱
فاطمه
۱۱
اسفند ۹۵

فقط برای ماندن برای آینده

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۴۳
فاطمه
۱۱
اسفند ۹۵

من نمیدونم چجورى میگید خدا بهمون چیزى نداده و ناشکر هستید!
خدا به ما کلیه داده

قرنیه چشم داده

برید بفروشیدش بزنید به زخم زندگى

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۱۹
فاطمه
۰۱
اسفند ۹۵

گاهی میام و باهاتون درد و دل میکنم

چیزایی ک جاهای دیگه شاید نشه گفت

ااینم هست اگه دوست داشتین بیاین بخونین

و یادتون نره کمکم کنین

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۵۲
فاطمه
۲۹
بهمن ۹۵

دلم تنگ شده برای بودن

برای دیدن

دیده شدن

شنیدن و گوش دادن

قدیما خیلی بهتر بودم

حس میکنم دارم عوض‌میشم و از این عوض‌شدن حالم ب هم میخوره

من خودمو دوست داشتم چرا عوض‌شدم؟

چرا دیگه اون حالت های بامزه ک تو همه پیدا میکردم و باعث میشد نسبت ب همه حس خوبی داشته باشم رو دیگه نمیبینم؟

دیگه نمیتونم تو هر شرایطی ی چیزی برای خندیدن و خندوندن پیدا کنم

دیگه حتی نعمت گریه وقت و بی وقت هم ازم گرفته شده

قدیما تا عصبی میشدم و یا ناراحت زودی چهار تا اشک میریختم و تموم میشد ولی الان فقط نگاه میکنم

حس میکنم دارم میمیرم

شایدم مردم

نمیدونم چرا دارم چرت و پرت میگم

اوووف

 

خیلی دعا کنید

تا خودمو پیدا کنم علی یارتون

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۳۷
فاطمه
۱۱
بهمن ۹۵

دیروز نشستم فوتبال میبینم اعضای خانواده چپ میرن راست میان میگن دختر و چ ب فوتبال؟

د اخه من نمیفهمم مگه دختر پسر داره؟

یعنی من فوتبال ببینم اتفاقی برم می افته؟بعد پسر ببینه نمیافته؟

من نمیفهمم یکی بیاد توضیح بده ب من چرا نباید فوتبال ببینم؟

من فوتبال دوس

۸ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۴۰
فاطمه
۰۱
بهمن ۹۵

من از طرف همه اونایی که نذاشتن امدادی ب امدادگرامون برسه معذرت میخوام

من از طرف همه اونایی که مسئول این فاجعه ان معذرت میخوام

من از طرف  مغازه دارای پلاسکو ک لطف کردن بین یه عالمه جنس که بهشون چشمک بزنی اتیش میگیرن اتیش روشن کردن معذرت میخوام

من معذرت میخوام که دیروز یسری بابا یسری پسر برنگشتن خونه هاشون

خیلی خیلی عذر میخوام

 

-------------

پ.ن 1: دعا کنین شاید زنده بمونن بعضیاشون

پ.ن 2: ممنون از اونایی که رفتن خون اهدا کردن

پ.ن 3: آهایی مثلا متمدن ها برا گوسفند هم بوق اتش نشانی رو بذاری در میره ...

 

۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۳۷
فاطمه